![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
![]() |
![]() ّDay 168
![]() r Home r Email r RSS ![]() r دی 1388 r آذر 1388 r آبان 1388 r مهر 1388 r شهریور 1388 r مرداد 1388 r تیر 1388 r خرداد 1388 r اردیبهشت 1388 r فروردین 1388 r اسفند 1387 r بهمن 1387 r دی 1387 r آذر 1387 r آبان 1387 r مهر 1387 r شهریور 1387 r مرداد 1387 r تیر 1387 r خرداد 1387 r اردیبهشت 1387 r فروردین 1387 r اسفند 1386 r بهمن 1386 r دی 1386 r آذر 1386 r آبان 1386 r مهر 1386 r شهریور 1386 r مرداد 1386 r تیر 1386 r خرداد 1386 r اردیبهشت 1386 r فروردین 1386 ![]() r رونوشت بدون اصل r Coffee Cigarette r خانه ای از شــن و مـــه r زاغــــــــــارت r سیاه و سپید r ژسیلن r سرباز صفر r Ranitidine r 63-65 r مطرود r اشکها و لبخند ها r هی فلانی! r غیر ممکن است! r آهوی ناتمام r طعم گس خورشید r پرسهنوشت r سیاه ی مسیرها r ساز دهنی r A Man Called Old Fashion r کافه سفید و سیاه r زنانه ترين اعترافات حوا r چرت کوتاه روی موزاییک های یخ زده r نسيم خیس کولی r نحسی واژه هــا r گــــ ــــســـ ــــســــ ــــتــــ ـــگی ![]()
r از روزهای رفته نگو،از روزهای مانده بگو.با چند ماه خداحافظی کنم به چند خورشید سلام ، تا بیایی؟...
»فریبا عرب نیا«
r همه ی فعل هایم ماضی اند،ماضی بعید،ماضی خیلی خیلی بعید.دلم برای یک حال ساده تنگ شده است...!!!
»فریاد بی صدا«
r انجام قصه را بگو،نه تو شهرزادی نه من شهریار.درنگ اگر کنی به قتلگاه می برند هزار و یک شب ما را...
r آرشيو مينيبلاگ
»شهاب مقربین« |
در دلم جمعه ای برپاست!در آغوشم میگیری؟!
بیست و نهم آبان 1386 | 2:29 |
همیشه همه از آرامش ِقبل از طوفان صحبت میکنن ولی کسی از آرامش ِ بعد از طوفان چیزی نمیگه!!!
بیست و نهم آبان 1386 | 2:5 |
دوستش داری!میدونم!!!
بیست و نهم آبان 1386 | 1:54 |
چقدر کوتاست فاصله ی بین 69 بودن تا 96 شدن!!!
. . . [ عدد 69 رو دوست ندارم!از وقتی شده نماد لوس شده!]
بیست و ششم آبان 1386 | 1:42 |
شب ها دیگه حوصله ی خدا سر نمیره
از وقتی که ما دیوونگی میکنیم!!!
بیست و چهارم آبان 1386 | 1:32 |
حکایت ثانیه های عمر ،همان حکایت یک کلاغ چل کلاغ ِ کهنه است!!!
بیست و دوم آبان 1386 | 23:49 |
اگر چشمهایی که میبینند تو را،از آرزوی چشم های من برای دیدنت باخبر بودند،یک لحظه هم از نگاه کردن به تو دست نمیکشیدن!
نوزدهم آبان 1386 | 0:36 |
گرگِ باران زده ای ام،در شکستن!
هجدهم آبان 1386 | 1:30 |
هفدهم آبان 1386 | 23:34 |
تنهایی رو باید از عدد 9 پرسید که همیشه شاهد عشقبازیه 0 و 1 برای 10 شدنه!!!
دوازدهم آبان 1386 | 1:20 |
لباسهات رو در بیار،من امشب تـــــــــب دارم!!
نهم آبان 1386 | 0:19 |
زنجیر بلندی به گردن می اندازم
آنقدر بلند که فقط تو ببینی چه چیزی از آن آویزان است!!!
ششم آبان 1386 | 12:19 |
«دستِ من به آرزوهام اگه با تو نرسیده،عوضش چشمای خیسم صد دفعه خوابت رو دیده!»×
چهارم آبان 1386 | 2:26 |
« تو آن سمت خیابان ایستاده ای
من در این سمت تو چشم در چشم دیگران داری من چشم به تو دوخته ام هرکس می آید و مدتی میماند و میرود ولی من و تو ثابت مانده ایم تو آن سمت خیابان ایستاده ای من در این سمت هر کس که میرود تکه ای از تو را با خودش میبرد تو اشک میریزی،نمیدانم برای آن کسی که رفت یا برای آنچه برد؟! چشمهای تو در انتظار چشمهای تازه چشمهای من ولی هنوز خیره به تو سالها میگذرد تو آن سمت خیابان ایستاده ای من در این سمت ای کاش چشمانم رو لایق میدانستی ای کاش میتوانستیم هر دو در یک سمت خیابان باشیم!!!»* *یادته؟این پست رو واسه تو نوشته بودم!ولی تو نمیدونستی!نمیدیدی اونی که خیره شده بود بهت در حسرت داشتنت!
دوم آبان 1386 | 16:48 |
«چون پاره ســنــگـی عاشقم ،به گنجشکی هراســان
و هر بار ناامید بر میگردم به خاک،بر میگردم به خویش نا امیــــد و نیازمند زبـــــانه میکشد آغوشــم به سویت از تـــــــو دور افــــــتـــاده ام،از تـــــــــو دور افــــتــــاده ام»× . . . «به بوی تو آویخته ام امشب تنهایی ام را،آه گلِ ناز!»
یکم آبان 1386 | 2:28 |
|